وبلاگ حقوقی وحید چرخکاریان
وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی

صرفنظر از مذهب، خود قانون اساسی هر کشوری برای افراد آن کشور مقدس‏ است. قانون اساسی ایران نیز مورد احترام قاطبه ملت ایران است.
آیا با سمینارهای کذائی و چاپ کوپن و قیام و قعود نمایندگان می توان قانون‏ اساسی را زیر پا گذاشت؟
هر چیز را اگر انکار کنیم این قابل انکار نیست که الان هم‏ نیرومندترین عاطفه‏ای که بر روحیه ملت ایران حکومت میکند عاطفه مذهبی‏ اسلامی است.
بگذریم از عده بسیار معدودی که قید همه چیز را زده‏اند و از هر بی بند و باری و هرج و مرج‏ طرفداری میکنند، اکثریت قریب به اتفاق این مردم پابند مقررات مذهبی‏ میباشند.

تحصیل و درس خواندگی برخلاف پیش بینی هائی که از طرف عده‏ای میشد، نتوانست میان این ملت و اسلام جدائی بیندازد. برعکس با اینکه‏ تبلیغات مذهبی صحیح کم است و بعلاوه تبلیغات استعماری ضد مذهب زیاد است، درس خواندگان و تحصیلکردگان به نحو روز افزونی به سوی اسلام گرایش‏ پیدا کرده‏اند.
اکنون میپرسم این قوانین با این زمینه روانی که خواه ناخواه وجود دارد چگونه سازگار میشود؟ یعنی وقتی قانون عرف مطابقه با حکم صریح شرع اسلام‏ نداشته باشد چگونه نتیجه‏ای گرفته میشود؟
فرض کنید زنی در اثر اختلافها و عصبانیتها به محکمه رجوع کرد و علی رغم رضای شوهر حکم طلاقش صادر شد و سپس‏ به عقد ازدواج مرد دیگری درآمد.

این زن و شوهر جدید در عین اینکه خود را به حکم قانون عرف، زن و شوهر میدانند، در عمق وجدان مذهبی خود، خود را اجنبی و بیگانه و آمیزش خود را نامشروع و فرزندان خود را زنازاده و خود را از نظر مذهبی مستحق اعدام‏ می دانند.
در اینحال فکر کنید چه وضع ناراحت کننده‏ای از نظر روانی برای آنها پیش خواهد آمد، دوستان و خویشاوندان مذهبی آنها با چه چشمی به آنها و فرزندان آنها نگاه خواهند کرد. ما که نمی‏توانیم با تغییر و وضع قانون، وجدان مذهبی مردم را تغییر بدهیم، متأسفانه یا خوشبختانه وجدان اکثریت‏ قریب به اتفاق این مردم، از عاطفه مذهبی فارغ نیست.

شما اگر متخصص حقوق و روانشناسی از خارج بیاورید و مشاوره کنید و بگوئید ما چنین قوانینی میخواهیم وضع کنیم اما زمینه روانی اکثریت مردم ما این است. ببینید آیا در همچو زمینه‏ای نظر موافق خواهد داد؟ آیا نخواهد گفت اینکار هزاران ناراحتی‏های‏ روحی و اجتماعی تولید میکند.
مقایسه اینگونه قوانین با قوانین جزائی از لحاظ میزان آثار سوئی که‏ به بار می‏آورد بسیار غلط است.

تفاوت میان آنها از زمین تا آسمان است، ضربه‏ای که از ناحیه تغییر و تعطیل قوانین جزائی وارد میشود متوجه اجتماع‏ است و فقط افراد منحرف را جری میکند. اما قوانین مربوط به روابط زوجین و اولاد، به زندگی خصوصی و فردی افراد مربوط است و مستقیما با عاطفه مذهبی‏ شخصی هر فرد در جنگ است.
اینگونه قوانین یا در اثر نفوذ مذهب و غلبه‏ وجدان بی اثر و بلاعمل میماند و خواه ناخواه ناراحتی‏هائی که اینگونه قوانین‏ ایجاد میکند موجب خواهد شد که این قوانین رسما لغو گردد و یا پس از کشمکش روانی جانکاهی نیروی مذهبی را تضعیف میکند.

برگرفته از موسسه فرهنگی جام طهور


: مرتبه
[ یکشنبه 29 بهمن 1391 ] [ 18:11 ] [ charkhkarian ]
درباره وبلاگ

خوش آمدید ........................................ قبول وکالت در کلیه دعاوی حقوقی ، کیفری ، ثبت و... ,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,, در کلیه محاکم استان تهران ، البرز و یزد ..............................................
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران