|
وبلاگ حقوقی وحید چرخکاریان وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی
| ||||||||||||||||||
|
شرايط ضمن عقد يا عقد خارج لازم مندرج در سند ازدواج شروطی كه به امضای طرفين رسيده باشد معتبر است تذكر سر دفتر ازدواج مكلف است شرايط مذكور در اين قباله و مورد به مورد به زوجين تفهيم و آن شرطي معتبر است كه مورد توافق زوجين واقع و به امضاء آنها رسيده باشد. شرايط ضمن عقد يا عقد خارج لازم الف_ ضمن عقد نكاح / عقد خارج لازم زوجه شرط نمود كه هرگاه طلاق بنا به درخواست زوجه نباشد و طبق تشخيص دادگاه تخلف زن ناشی از تخلف زن از وظايف همسری يا سوء اخلاق و رفتار وی نبوده زوج موظف است تا نصف دارائی موجود خود را كه در ايام زناشوئی با او به دست آورده يا معادل آن را طبق نظر دادگاه بلا عوض به زوجه منتقل نمايد. ب _ ضمن عقد نكاح / خارج لازم زوج به زوجه وكالت بلا عزل با حق توكيل غير داد كه در مورد مشروحه ذير با رجوع به دادگاه و اخذ مجوز از دادگاه پس از انتخاب نوع طلاق خود را مطلقه نمايد و نيز به زوجه وكالت بلاعزل با حق توكيل به غير داد تا در صورت بذل از طرف او قبول بذل نمايد. مواردي كه زن ميتواند حسب مورد از دادگاه تقاضاي صدور اجازه طلاق نمايد به شرح زير است: 1_ استنكاف شوهر از دادن نفقه زن به مدت 6 ماه به هر عنوان و عدم امكان الزام او به تأديه نفقه و همچنين در موردي كه شوهر ساير حقوق واجبه زن را به مدت 6 ماه وفا نكند و اجبار او به ايفاء هم ممكن نباشد. 2_ سوء رفتار و يا سوء معاشرت زوج به حدی كه ادامه زندگي براي زوجه غير قابل تحمل باشد. 3_ ابتلاء زوج به امراض صعبالعلاج به نحوی كه دوام زناشوئی براي زوجه مخاطرهآميز باشد. 4_ جنون زوج در مواردي كه فسخ نكاح شرعا ممكن نباشد. 5_ عدم رعايت دستور دادگاه در مورد منع اشتغال زوج به شغلی كه طبق نظر دادگاه صالح منافی با مصالح خانوادگی و حيثيت زوجه باشد. 6_ محكوميت شوهر به حكم قطعی به مجازات 5 سال حبس يا بيشتر يا به جزای نقدی كه بر اثر عجز از پرداخت منجر به 5 سال بازداشت شود يا به حبس و جزای نقدی كه مجموعا منتهي به 5 سال يا بيشتر بازداشت شود و حكم مجازات در حال اجرا باشد. 7_ ابتلاء زوج به هرگونه اعتياد مضری كه به تشخيص دادگاه به اساس زندگی خانوادگي خلل آورد و ادامه زندگي برای زوجه دشوار باشد. 8_ زوج زندگي خانوادگی را بدون عذر موجه ترك كند. تشخيص ترك زندگي خانوادگی و تشخيص عذر موجه با دادگاه است و يا شش ماه متوالی بدون عذر موجه از نظر دادگاه غيبت نمايد. 9_ محكوميت قطعی زوج در اثر ارتكاب جرم و اجراء هر گونه مجازات اعم از حد و تعزير در اثر ارتكاب جرمي كه مغاير با حيثيت خانوادگي و شئون زوجه باشد. تشخيص اين كه مجازات مغاير با حيثيت و شئون خانوادگی است با توجه به وضع و موقعيت زوجه و عرف و موازين ديگر با دادگاه است. 10_ در صورتی كه پس از گذشت 5 سال زوجه از شوهر خود به جهت عقيم بودن و يا عوارض جسمی ديگر زوج صاحب فرزند نشود. 11_ در صورتی كه زوج مفقودالاثر شود و ظرف 6 ماه پس از مراجعه زوجه به دادگاه پيدا نشود. 12_ زوج همسر ديگري بدون رضايت زوجه اختيار كند يا به تشخيص دادگاه نسبت به همسران خود اجرای عدالت ننمايد. اگر زوجين شرايط ديگري دارند در ادامه مينويسند : مرتبه [ پنجشنبه 12 بهمن 1391 ] [ 19:36 ] [ charkhkarian ]
شروط ضمن عقد كه زوجها و خصوصا مردها تصورشان بر اين است كه امضاي آنها الزاميست اصلاً الزامي نيست و به توافق طرفين بستگي دارد پيشنهاد من به جوانان و دختر ها و پسرها اين است كه بدانند چكار ميكنند و چه چيزهايي از همسر خود ميخواهند در ادامه اين شروط بندي قرار دارد كه در آنجا هر شرطي كه مخالف ماهيت ازدواج نباشد ميتواند گنجانده شود شايسته است كه زوجها بجاي احساساتي بودن به اين نكته توجه كنند كه ازدواج يك قرارداد هم هست و ممكن است روزي به محكمه كشيده شود بنا بر اين بايد قانون را بدانند بجاي اينكه در روز عقد و قبل آن كه مقدمات فراهم ميشود با حرفها و مراسم بي اهميت همديگر را به بازي بگيرند معقولانه جلو بروند و به فكر اين باشند كه يك عمر زندگي مشترك همه اش علاقه و محبت نيست و گاهي نا خوشي و نارضايتي و عدم تفاهم است . نكته قانوني اين است كه وقتي مرد در موردي به زن وكالت ميدهد به معناي اين است كه زن از اختيار و اراده مرد براي انجام كار استفاده ميكند يعني وقتي به دادگاه مراجعه ميكند و تقاضاي مهريه و طلاق ميكند اين اختيار و اراده مرد است كه اين خواسته را داشته تا هر وقت زوجه در شرايط مذكور قرار گرفت بتواند اقدام كند .چيزهايي كه بايد بيشتر مورد توجه واقع ميشد اصلا در اين موارد وجود ندارد .چيزي كه در ارتباط با اين شرايط بوضوح ديده ميشود اين است كه مراجعه زنها بواسطه اين موراد به دادگاه خيلي زياد است با استناد به اين مواد اگر مواردي محقق شود كه بنوعي هر كدام از اين شرايط را محقق كند زن هم ميتواند طلاق بگيرد و در عين حال محق است مهريه و نفقه خود را هم تمام و كمال دريافت كند . نكاتي كه پيشنهاد ميكنم به طرفين تا در آن دقت كنند اين است كه اولا هر شرطي را امضا نكنند موارد بسياري بوده كه بر اثر نا سازگاري زن خود زن به دادگاه مراجعه كرده و عنوان كرده در عسر و حرج است هر چند بعد از مدتها كشمكش نتواند به خواسته خود برسد ولي مقدمات ناراحتي و درگيري در زندگي بواسطه همين شرط ضمن عقد بوجود آمده و تصور زن بر اين بوده كه زندگي نكردن و يك پول يكجا از مرد گرفتن شايد بيشتر به نفع او باشد تا اينكه با يك زندگي معمولي بخواهد صبر و تحمل را پيشه خود كند . مورد بعدي كه معمولا اصلا به آن توجه نميشود اين است كه هر شرطي را ميتوان مطرح كرد و از طرف هر دو طرف ميتوان شرايطي را اضافه كرد و اين در خود سند عقد پيش بيني شده است .شرايط پيشنهادي بنده به عروس و دامادهاي جوان اينهاست كه به آن توجه كنند : 1- عقد با شرط صحت و سلامت جسمي و روحي عروس و داماد شكل مي گيرد . 2-عقد با شرط عدم اعتياد طرفين به هر گونه مواد اعتياد زا صورت ميگيرد . 3- در صورتي كه زن ناسازگاري كند و يا به تشخيص دادگاه زن در بروز اختلاف در امر زناشوئي و خصوصيت آرامش و سلامت زندگي مقصر تشخيص داده شود مرد وكيل و وكيل در توكيل است تا مهريه زن رااز طرف زن به خود بذل كرده و در صورتي كه بخواهد او را طلاق دهد. اين سه مورد بسيار مهم ميباشد اما چه آثاري دارد : بر اساس بند اول و دوم آن بعد از عقد وقتي مشخص بشود هر كدام از طرفين بيماري ناجوري داشته اند و يا معتاد بوده اند و زمان عقد پنهان كرده باشند بدون طلاق و با فسخ نكاح از هم جدا ميشوند و خيلي راحتتر به حقوق خود ميرسند و اين كار بسرعت انجام ميشود از طرف ديگر كمتر كسي جرات ميكند سر طرف ديگر كلاه بگذارد چون در صورتي كه بدون صداقت جلو بيايد به هيچ چيزي نميرسد و همه چيز را هم از دست ميدهد . بر اساس بند سوم كه مشخصا حقوق مردها را در بر دارد و در مقابل 12 بندي است كه به زنها اختصاص يافته است هر گاه زن زندگي مشترك را رها كند و يا باعث اذيت و آزار شوهر بشود و يا راهي را در زندگي برگزيند كه مخالف صفت آرامش زندگي مشترك باشد مرد مهريه زن را به تشخيص دادگاه به خود ميبخشد و اگر خواست او را طلاق ميدهد . شايد ظاهر آن يكمقدار مردانه باشد ولي در اصل صحت و سلامت زندگي را در بر دارد با اين شكل كمتر زني زندگي را بدون دليل ترك ميكند و يا اگر مهريه بخواهد از مرد بگيرد بايد با حسن رفتار و با صميميت اينكار را بكند و تصور نكند هر كاري بكند باز هم ميتواند مهريه از مرد بگيرد و در اين شرايط كه مهريه ها بالاست مرد در زماني كه زن مقصر مشكلات زندگي باشد دچار سر در گمي نميشود و از طرف ديگر زن هم حواس خود را در زندگي بيشتر معطوف به حسن معاشرت ميكند . در صورتي كه مردي بخواهد شرايط زن را امضاء كند ميتواند بخواهد در مقابل تمام آن 12 شرط يك شرط مرد را امضا كند و اينها همه اختياري و با توافق طرفين ميباشد . : مرتبه [ پنجشنبه 12 بهمن 1391 ] [ 19:35 ] [ charkhkarian ]
امروزه يكي از مشكلات ميان زوجهاي جوان كه به واسطهي آن كانونهاي خانوادگي در همان سالهاي اول از هم ميپاشد، نبود صداقت و فريب خوردن يكي از طرفين يا اصطلاحا فريب در ازدواج است كه حجمي از پروندههاي دادگاه خانواده را به خود اختصاص ميدهد. طبق مادهي 648 قانون مجازات اسلامي فريب در ازدواج جرم محسوب شده و فريب دهنده به مجازات خواهد رسيد. به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، با توجه به پروندههاي موجود در دادگاهها، بيشتر فريبهايي كه از جانب آقايان صورت گرفته، دروغ در بيان داشتن تحصيلات عاليه، شغل مناسب و يا حتي ادعاي فرزندي يكي از خانوادههاي معروف بوده است و در مقابل فريبهايي كه از جانب خانمها صورت گرفته اكثرا مبتني بر پنهان كردن ازدواج در گذشته است كه با آشكار شدن اين موارد، فريب خورده شكايت خود را تحت عنوان فريب در ازدواج به دادگاه ارائه ميدهد. قاضي محمدحسين نيكوكلام در ارتباط با فريب در ازدواج به خبرنگار ايسنا گفت: در مبحث نكاح با عنواني به نام فريب در ازدواج يا تدليس مواجهيم. بر مبناي ماده 438 قانون مدني تدليس عبارت از عملياتي است كه زن يا مرد يا شخص ثالثي انجام داده و موجب فريب در امر ازدواج شود. ايجاد حق فسخ براي فريبخورده اين قاضي دادگاه خانواده در اين خصوص گفت: بر اساس ماده 1128 قانون مدني اگر براي يكي از طرفين صفت خاصي شرط شده و بعد از عقد مشخص شود كه طرف مذكور فاقد وصف شده، بوده براي طرف مقابل حق فسخ خواهد بود. خواه وصف مذكور در عقد آمده باشد و يا عقد متقابلا بر آن بنا شده باشد. وي درباره نكات اين ماده گفت: اول اينكه صفت خاص شرط شده داراي نفع، فايدهاي عقلايي و مشروع باشد. دوم اينكه بايد صفتي باشد كه موجب ترغيب فرد شود يعني فرد با اتكا به اين صفت، با شخص ازدواج كند حال ميتواند اوصاف ظاهري باشد و يا دربارهي شخصيت مادي و معنوي فرد صورت گيرد. دكتر ايراندخت نظري، وكيل دادگستري در اين زمينه به خبرنگار ايسنا گفت: در قانون مدني مقرراتي داريم كه اگر كسي طرفش را در ازدواج فريب دهد موجب ايجاد حق فسخ براي فرد فريب خورده ميشود. وي گفت: فسخ ازدواج با طلاق فرق ميكند، در قانون مدني حق طلاق با مرد است و قانونگذار براي اينكه اين حق خيلي به صورت وسيع استفاده نشود و گاهي مورد سوءاستفاده قرار نگيرد، حق فسخ را ايجاد كرده است؛ يكي از موارد فسخ، فريب در ازدواج است كه در صورت تدليس طرف فريب خورده بدون اين كه بخواهد به سراغ طلاق رود نكاح را فسخ ميكند. مجازات فريب در ازدواج قاضي نيكوكلام دربارهي مجازات فريب در ازدواج به ايسنا گفت: دو راهكار موجود است. فرد فريب خورده يا ميتواند از طريق كيفري شكايت كند كه در اين صورت 6 ماه الي 2 سال حبس تعيين ميشود يا ميتواند اقدام حقوقي كرده تقاضاي حق فسخ كند. فسخ ازدواج تشريفات خاص طلاق را ندارد و فريب خورده ميتواند به راحتي طلاق را فسخ كند. پورزاهدي، وكيل دادگستري در اين زمينه به خبرنگار ايسنا گفت: دادگاه در صدور حكم مجازات مجاز است كه ميزان حبس را بر ميزان حداقل يا حداكثر تعيين كند ولي همين دادگاه ميتواند به لحاظ جهات مخففه يعني با توجه به اينكه فرد فريب دهنده جوان بوده و داراي سوءسابقه نيست، جريمه را حتي تا ميزان 50 هزار تومان تخفيف دهد يعني كاملا بستگي به دادگاه دارد كه ميزان حبس و مجازات را به چه حدي تعيين كند. مسعود خسروي، وكيل دادگستري در همين ارتباط اظهار داشت: فريب شايع در خانمها اين است كه خانم سابقه ازدواج داشته اما كتمان ميكند يا شناسنامه المثني ميگيرد يا به نوعي خود را ازدواج نكرده معرفي ميكند. البته دادگاه به اين مسائل توجه چنداني ندارد و مجازات آنها را بالا تعيين نميكند، معمولا براي اين گونه موارد حبس تعيين نكرده و فقط جريمهي مالي براي آنها در نظر ميگيرد. فريبهاي زياد و شكايات كم خسروي گفت: در درصد زيادي از ازدواجها فريب صورت ميگيرد اما تعداد كمي از آنها منجر به شكايت ميشود. معمولا دخترها و پسرها متوجه نيستند دروغي كه قبل از ازدواج گفته شده فريب در ازدواج است و ميتوانند طلاق بگيرند، علت آن هم نداشتن اطلاعات كافي است.وي در ارتباط با آمار و ارقام فريب در ازدواج نيز بيشتر پروندههاي فريب در ازدواج را در تهران دانست و علت آن را هم زياد بودن جمعيت و آشناييهاي كمتر خواند و يادآور شد: در شهرستانها معمولا افراد، يكديگر را ميشناسند و به ندرت فريبي صورت ميگيرد. خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران سرويس: فقه و حقوق - حقوق اجتماعي : مرتبه [ پنجشنبه 12 بهمن 1391 ] [ 19:34 ] [ charkhkarian ]
دلایل اشتباه بودن مهریه بالا 1-هر بدهکاری را را باید یکروز داد و مهریه نیز یک دین و بدهکاری محسوب میشود .این درحالیست که مهریه حتی در صورت فوت زن به وراث او ارث میرسد و آنها حق گرفتن مهریه را پیدا خواهند کرد که این موضوع به پیچیدگی رابطه مالی مهریه اشاره دارد. امام رضا هنگام ازدواج تلاش کن که مهریه از مهر السنه تجاوز نکند _ و آن پانصد درهم است_ پس رسول خدا به همین مهریه دیگران را به نکاح در میآورد و خود نیز با همین مهر با زنانش ازدواج نمود (500 درهم =5/262 مثقال نقره ) مستدرک الوسائل ج 15 ص 62 2-بدهکاری مرد به زن بر سر مهریه فقط به این دنیا ختم نمیشود و عواقب معنوی و آخرتی نیز بهمراه دارد و چنانچه مهریه در طول زندگی پرداخت نشود مثل دیون دیگر و یا حتی بدتر از آن دیون در آخرت بازخواست خواهد داشت . رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود : مَنْ ظَلَمَ اِمْرَأَةً مَهْرَها فَهُوَ عِنْدَ اللّهِ زان يَقُولُ اللّهُ عَزَّ وَ جَلَّ يَوْمَ الْقِيامَةِ: عَبْدى زَوَّجْتُكَ أَمَتى عَلى عَهْدى فَلَمْ تُوفِ بِعَهْدى وَ ظَلَمْتَ أَمَتى فَيُؤْخَذُ مِنْ حَسَناتِهِ فَيُدْفَعُ اِلَيْها بِقَدْرِ حَقِّها، فَإِذا لَمْ تَبْقَ لَهُ حَسَنَةٌ أُمِرَ بِهِ اِلَى النّار بِنَكْثِهِ لِلْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ كانَ مَسْؤُولاً.( بحار، چاپ مؤسسه وفاء بيروت، ج 100، ص 349. ) كسى كه مهر زن را ظالمانه نپردازد، نزد خداوند زناكار محسوب مى شود، روز قيامت حضرت حق به او خطاب مى كند، بنده من كنيزم را بر اساس پيمانى كه با تو بستم « عقد و ازدواج » به تو تزويج نمودم، به پيمان من وفا نكردى، و بر او ستم روا داشتى، سپس به اندازه حق زن از حسنات مرد برداشته در پرونده همسرش مى گذارند، و چون حسنه اى به اندازه پركردن حق زن نماند، به گناه پيمان شكنى به آتشش مى برند، عهد و پيمان مسئوليت دارد. 3-هنگامی که مهریه زیاد باشد اصولاً مرد نیت بر ندادن مهریه خواهد کرد که بر اساس احادیث این کار معصیت بوده و اساس زندگی زناشوئی را زیر سوال میبرد . عن ابی عبدالله علیه السلام قال: من امهر مهرا ثم لا ینوی قضاءه کان بمنزلة السارق. امام صادق علیه السلام فرمود: کسی که مهریهای (برای زن قرار دهد) و قصدش این باشد که به او ندهد او همانند دزد است. 4-زیاد بودن مهریه بر اساس شرع و قانون میتواند موجب حق حبس در زوجه شود در این حال علاوه بر اینکه زوجه از همسرش تمکین نمیکند و زندگی مشترکی نیز با او نداشته بدهکار نفقه شده است و در حالی که بدهکار مهریه است نفقه هم باید بپردازد و همچنان زوجه حق دارد زندگی مشترک با زوج نداشته باشد که با روح آرامش و زندگی مسالمت آمیز منافات دارد . ماده 1085 قانون مدني مادام كه مهريه زوجه تسليم نشده در صورت حال بودن(عندالمطالبه) مهر، زن مي تواند از ايفاء وظائفي كه در مقابل شوهر دارد امتناع كند واين امتناع مسقط حق نفقه نخواهد بود 5-احادیث وارده مهریه زیاد را مذموم و ناپسند شمرده اند و موجب دشمنی زن و شوهر بحساب آورده اند و از قرار دادن مهریه سنگین بر حذر داشته اند که این نشان دهنده خطرناک بودن و آرامش ستیز بودن مهریه سنگین است. قال امیرالمؤمنین علی علیه السلام: لا تغالوا بمهور النساء فتکون عداوة. حضرت علی علیه السلام فرمود: مهریه زنها را سنگین نگیرید که موجب کدورت و دشمنی گردد. وسائل الشیعه، ج 15، ص 11 6-برای مهریه های زیاد و خارج از تمکن مالی شوهر خطر به زندان افتادن برای شوهر وجود دارد که در این صورت آبرو و حیثیت شوهر قبل از هر چیزی ممکن است از بین برود . ماده 2 قانون نحوه اجرای محکومیتهای مالی ماده 2 ـ هر كس محكوم به پرداخت مالي به ديگري شود چه به صورت استرداد عين يا قيمت يا مثل آن و يا ضرر و زيان ناشي از جرم يا ديه و آن را تاديه ننمايد دادگاه او را الزام به تاديه نموده و چنانچه مالي از او در دسترس باشد آن را ضبط و به ميزان محكوميت از مال ضبط شده استيفا مي نمايد در غير اين صورت بنا به تقاضاي محكوم له ، ممتنع را در صورتي كه معسر نباشد تا زمان تاديه حبس خواهد كرد . 7-زیاد بودن مهریه زن ،فرزندان را از ارث محروم میسازد چرا که در هنگام فوت شوهر اولین حقی که محاسبه میشود مهریه زن است و اگر چیزی از دارائیهای مرد باقی بماند به وراث و فرزندان تعلق میگیرد اما در هنگامی که مهریه زیاد باشد عملاً مالی برای مرد باقی نمیماند تا به فرزندانش به ارث برسد . : مرتبه [ پنجشنبه 12 بهمن 1391 ] [ 19:33 ] [ charkhkarian ]
: مرتبه [ دوشنبه 09 بهمن 1391 ] [ 15:09 ] [ charkhkarian ]
: مرتبه [ دوشنبه 09 بهمن 1391 ] [ 15:08 ] [ charkhkarian ]
ادامه مطلب : مرتبه [ دوشنبه 09 بهمن 1391 ] [ 15:05 ] [ charkhkarian ]
: مرتبه [ دوشنبه 09 بهمن 1391 ] [ 15:03 ] [ charkhkarian ]
چرا حضرت علی (ع) میفرمایند: زن ناقص العقل و الایمان است؟ گاهی حادثه یا موضوعی در اثر یک سلسله عوامل تاریخی، زمان، مکان و... ستایش یا نکوهش میشود، اما نه به این معنی که اصل طبیعت آن شیء قابل ستایش یا مستحق نکوهش باشد; بلکه احتمال دارد زمینه یا دلیل خاصی باعث این ستایش یا نکوهش شده باشد. بخشی از نکوهشهای نهج البلاغه راجع به زن، ظاهراً به جریان جنگ جمل بر میگردد; یعنی جنگی که به شهادت تاریخ، زمینة دو جنگ صفین و نهروان را فراهم آورد و در نهایت منجر به شهادت مظلومانة حضرت علی(ع) و پایان حکومت عادلانهاش گردید; بنابراین میتوان گفت: انگیزة حضرت (ع) در بیان آن خطبه، انگشت گذاردن روی نقاط ضعفی است که در نوع زنان موجود بوده و میتوانسته خطرساز باشد. آری اگر بنا باشد زنی رهبری سیاسی و زمام مسائل حکومتی را در دست گیرد، نباید چنان نقاط ضعفی را در وی نادیده گرفت، چنان که مردان هم بدون داشتن لیاقت و قابلیتهای لازم، نمیتوانند مسئولیتهای رهبری و حکومتی را به عهده گیرند. از سوی دیگر آن همه بزرگداشت و تعظیم حضرت (ع) نسبت به حضرت زهرا (س) یا دختر گرامیشان حضرت زینب (س) (که نام او را چون زینت پدر است زینب مینهد او که با نقشآفرینی در حادثة عاشورا، توانست نمونة بیبدیل و نسخهای مجرد در تاریخ باقی بماند) هرگز با اعتقاد به نقصان ذاتی و فطری زن هماهنگ نیست. حال دلیل فرمایش حضرت (ع) را از ادامة کلام مبارک خودشان میتوان بدست آورد. از آن جا که در عرصة قضاوت و داوری، گاه نیاز به شهادت شهود هست و شهادت دو زن (طبق فرمودة خدای تعالی) برابر است با شهادت یک مرد، از سوی دیگر یکی از شرایط شاهد، دارا بودن قوای عقلانی است و به شهادت سفیه، نادان، ساهی یا غافل اهمّـیّت داده نمیشود، میتوان نتیجه گرفت که مقصود حضرت از نقص عقل، سفاهت و کم عقلی نیست; زیرا شهادت شاهد سفیه اصلاً پذیرفته نیست و مرد و زن با تعداد بیشتر و کمتر تفاوتی ندارند. از طرفی علت کافی نبودن شهادت یک زن، نبودن مستمر و دائمی زنان در عرصة حوادث اجتماعی است. زنان به علت اشتغال شدید به امور خانهداری و تربیت اولاد که بزرگترین مسئولیت طبیعی و مطلوب آنهاست، غالباً در متن وقایع و امور جاری اشخاص و اصناف قرار نمیگیرند و کمتر اتفاق میافتد که احاطة لازم را که صحت شهادت مبتنی بر آن است، بدست آورند و گاه ممکن است مطلبی را فراموش نمایند. افزون بر این، غلیان عواطف و احساسات که با تدبیر خالق حکیم در وجود زن سرشته شده، محتمل بلکه متیقّن است که در پارهای اوقات از کارآیی قوة تفکر او بکاهد; که البته این مطلب هم در جای خود نوعی ارزش تلقی میشود. : مرتبه [ دوشنبه 09 بهمن 1391 ] [ 15:03 ] [ charkhkarian ]
تصویب نامه در خصوص تفویض وظایف، اختیارات و مسئولیت های وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی در نصب و عزل مدیرعامل یا سرپرست سازمان تأمین اجتماعی به معاون اول رئیس جمهور
شماره214827/ت42496هـ ۲/۱۱/۱۳۹۱
تصویب نامه در خصوص تفویض وظایف، اختیارات و مسئولیت های وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی در نصب و عزل مدیرعامل یا سرپرست سازمان تأمین اجتماعی به معاون اول رئیس جمهور
وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی
هیئت وزیران در جلسه مورخ 1/11/1391 بنا به پیشنهاد وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و به استناد بند (112) قانون بودجه سال 1391 کل کشور تصویب نمود:
وظایف، اختیارات و مسئولیتهای وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی در نصب و عزل مدیرعامل یا سرپرست سازمان تأمین اجتماعی موضوع قانون اصلاح ماده (113) قانون مدیریت خدمات کشوری و چگونگی تعیین مدیریت سازمان تأمین اجتماعی و صندوق های بازنشستگی و بیمه های درمانی و ماده (14) اساسنامه صندوق تأمین اجتماعی و تبصره آن به معاون اول رئیس جمهور تفویض می شود.
معاون اول رئیس جمهور ـ محمدرضا رحیمی
: مرتبه [ دوشنبه 09 بهمن 1391 ] [ 14:49 ] [ charkhkarian ]
|
||||||||||||||||||
| [ طراحي : قالب وبلاگ اختصاصي بلاگفا و لوکس بلاگ ] [ Weblog Themes By : حميد ايرانپور ] | ||||||||||||||||||